کلمات گیج کننده انگلیسی (بخش دوم)

کلمات گیج کننده انگلیسی (بخش دوم)

تاریخ انتشار : 1397/1/21

در مقاله ی قبلی تعدادی از کلمات انگلیسی ای که از لحاظ ظاهری و معنایی با هم شباهت دارند را توضیح دادیم و دیدیم که در جملات مختلف کاربرد آنها متفاوت است. در این مقاله می خواهیم به ادامه  تفسیر این کلمات بپردازیم.

lay or lie

lay به معنای چیزی را با دقت قرار دادن بر روی یک سطح صاف است. lay یک فعل با قاعده است و نیاز به مفعول دارد. در نظر داشته باشید که شکل گذشته این فعل laid است و layed اشتباه می باشد.


مثال:


?Shall I lay the tray on the table


می تونم سینی رو روی میز بذارم؟


.she laid the baby in his crib for a nap


او بچه را در تختخواب برای خوابیدن قرار داد


.A wonderful wooden floor has been laid in the dining room


یک کف چوبی فوق العاده در اتاق نهار خوری قرار داده شده است.


…Not: … floor has been layed


 


lie به معنای دراز کشیدن, قرار گرفتن و یا استراحت کردن ( down ) است. lie یک فعل بی قاعده است و به مفعول نیاز ندارد. اسم مصدر آن lying و شکل گذشته آن lay می باشد.


 


.I love to lie on a beach and read


عاشق اینم که کنار ساحل دراز بکشم و مطالعه کنم


.She lay on the bed and gazed at the ceiling


او بر روی تخت دراز کشیده بود و به سقف خیره شده بود.


.The dog was lying by the gate waiting for me to come home


سگ من کنار در دراز کشیده بود و منتظرم بود تا به خانه بیایم.


.the book was lying open on the desk


کتاب به صورت باز برروی میز قرار داشت


.I’m tired. i’m going to lie down


من خستم . می خوام برم استراحت کنم.


 


lie همچنین به معنای دروغ گفتن است.


 


I can’t believe you lie to me


باورم نمیشه به من دروغ میگی


I lied to my teacher about my homework


به معلمم درباره ی تکالیفم دروغ گفتم.


 


fit or suit

اگر چیزی از لحاظ اندازه و شکل مناسب فرد یا مکانی باشد از fit استفاده می شود.


 


.This fit perfectly. And I like the color. I think I’ll buy this


این کاملا اندازه ی من هستند و من رنگش رو دوست دارم. فکر می کنم آن را بخرم.


!I’ve put on weight and my trousers don’t fit me anymore


من وزنم زیاده شده و شلوارم دیگر اندازه من نیست!


?Will this table fit into the space between the bookshelf and the wall


آیا این میز در فضای بین قفسه ی کتاب ها و دیوار جا می شود؟


 


اما از suit زمانی استفاده می شود که چیزی برای شخص یا موقعیتی مناسب است و یا آن چیز یا شخص را جذاب تر نشان می دهد:


 


.Wednesday at ten o’clock for the meeting suits me perfectly


جلسه در روز چهارشنبه ساعت 10 کاملا برای من مناسب است.


.That sofa suits the room really well – the colors match the walls


کاناپه با اتاق کاملا متناسب است , رنگ آن با دیوارها تطابق دارد.


.Black doesn’t suit me; I look better in lighter colors


رنگ سیاه به من نمیاد ; رنگ های روشن تر مرا جذاب تر نشان می دهد.


 


house or home

هردوی آنها به معنای خانه هستند. house اسم است و معمولا به ساختمان محل زندگی اشاره دارد:


 


.They’re building six new houses at the end of our road


در انتهای خیابان ما , آنها دارند شش ساختمان جدید می سازند.


?would you like to come to my house for dinner


دوست دارید برای شام به خانه ی ما بیایید؟


.he lives in a big house


او در خانه ی بزرگی زندگی می کند


 


 هنگامی که به خانه ی کسی اشاره می کنیم , می توان کلمه house را حذف کرد:


 


(We stayed overnight at Mike’s.(at Mike’s house


ما شب را در خانه ی مایک سپری کردیم.


 ?We’re going to be at the Jackson’s this evening. Want to come with us


ما می خواهیم عصر به خانه ی جکسون برویم. می خوای با ما بیای؟


 


اما home بیشتر جنبه ی شخصی دارد و به مکانی اشاره دارد که فرد در آن زندگی می کند:


 


 .I’ll be home late tonight


امشب دیر به خانه می آیم.


.It’s not very big but it’s my home


خانه ی بزرگی نیست ولی منزل من است.


Why don’t you phone her now? I think she’s at home


چرا الان با او تماس نمی گیری؟ فکر می کنم الان خانه باشد.


 


در نظر داشته باشید که home برای ساختمان محل زندگی استفاده نمی شود. هنگامی که می خواهیم به ساختمان و آپارتمان محل زندگی اشاره کنیم از house استفاده می کنیم:


 


.Our dog lives in the house with us


سگمان با ما در آپارتمان زندگی می کند.


.Not: Our dog lives in the home with us


 


home همچنین به مکانی که شخص یا چیزی که معمولا در آنجا زندگی می کند و یا تعلق دارد , اشاره دارد.


 


.Iran is my home


ایران خانه ( وطن ) من است.


.Australia is the home of the kangaroos


استرالیا خانه ی کانگاروها است.


 


lend or borrow

فرق lend با borrow در چیست؟


یکی از مواردی است که خیلی ها با آن مشکل دارند و معمولا به طور اشتباه از آنها استفاده می کنند.


lend به معنای قرض دادن ( چیزی را به کسی دادن برای مدت کوتاهی ) می باشد.


 


.I never lend my CDs to anyone


من هرگز سی دی هایم را به کسی قرض نمی دهم.


(I lent Gary £30. (I expect that Gary will return this to me


من 30 دلار به گری قرض دادم.(انتظار دارم گری آن پول را به من پس دهد)


.the bank lends money to business people


بانک به کاسبان وام می دهد.


?can you lend me some money until tomorrow


می تونی به من مقداری پول تا فردا قرض بدی؟


 


اما borrow به معنی قرض گرفتن ( چیزی را از کسی گرفتن ) می باشد.


 


?Could I borrow your pen for a minute, please


می تونم خودکارتون را برای یک دقیقه قرض بگیرم.لطفا؟


.Laura used to borrow money from me all the time


لورا همیشه از من پول قرض می گرفت.


.he borrowed my book and didn’t give it back


او کتابم را قرض گرفت و پس نداد.


 


به این نکته توجه کنید که هنگامی که چیزی را قرض می دهید از lend استفاده می کنید و زمانیکه چیزی را قرض می گیرید از borrow استفاده می کنید.


?Can I borrow your dictionary


می تونم دیکشنریتون را قرض بگیرم؟


?Not: Can I lend your dictionary


 


remember or remind

remember به معنای به یاد آوردن و به خاطر آوردن کسی یا چیزی می باشد.


 


.I will always remember you. You have helped me so much


من همیشه تو را به خاطر می آورم. تو به من خیلی کمک کردی.


.Not: I will always remind you


.Suddenly I remembered that I had promised to ring my mother


یکدفعه یادم آمد که به مادرم قول داده بودم که با او تماس می گیرم.


.I remember one day he came to see me


به یاد دارم که روزی به دیدارم آمد.


 


اما remind به معنای یادآوری کردن , به یاد انداختن و یادآور شدن است.


 


.I reminded them once again of the danger of this mission


بار دیگر خطرات این ماموریت را به آنها یادآوری کردم


.That song always reminds me of the time I fell in love with an Italian girl


این آهنگ همیشه مرا یاد روزایی میندازد که عاشق یک دختر ایتالیایی شده بودم.


.Jason reminded me of my father. They had the same eyes and the same way of talking


جیسون مرا یاد پدرم میندازد. چشم های آنها شبیه هم است و شبیه به هم نیز صحبت می کنند.


 


 


look at , see or watch

look at به معنای نگاه کردن به چیزی همراه با توجه است.


 


.Come and look at this photo Jones sent me


بیا به این عکسی که جونز برای من فرستاده نگاه کن.


!Look at the rabbit


به خرگوش نگاه کن!


هنگامی که به چیزی نگاه می کنیم از حرف اضافه at استفاده می کنیم:


 


!Look at the rain. It’s so heavy


باران را نگاه کن. خیلی شدیده !


.Not: Look the rain


see به معنای دیدن و مشاهده کردن چیزی می باشد. 


.it was so dark that i couldn’t see anything


خیلی تاریک بود و من نمی تونستم چیزی ببینم.


.I saw frank at the shopping centre yesterday


من دیروز فرانک رو در مرکز خرید دیدم.


?Has anyone seen my glasses


کسی عینکم رو ندیده؟


 


اما watch به معنای تماشا کردن و نگاه کردن است. watch معنایی مشابه به look at دارد با این تفاوت که برای مدتی این عمل صورت می گیرد , بخصوص نگاه کردن به چیزی که در حال حرکت یا تغییر است.


 


We watch television every evening


ما هرروز عصر تلویزیون تماشا می کنیم.


.I like to sit at the window to watch what’s happening in the garden


دوست دارم کنار پنجره بشینم و اتفاقاتی را که در باغ درحال اتفاق است را تماشا کنم.


she is watching TV


او دارد تلویزیون نگاه می کند.


.I went to watch a football game


به تماشای مسابقه ی فوتبال رفتم.


speak or talk

هردوی آنها به معنای صحبت کردن می باشد با این تفاوت که speak بیشتر در موقعیت های رسمی کاربرد دارد.


برای مثال هنگامی که یک نفر به شما می گوید می خواهم با شما صحبت کنم و از کلمه speak استفاده کرده است;به صورت زیر:


 


I need to speak to you


باید با شما صحبت کنم


 


سه حالت وجود دارد:


1: the speaker does not know you very well


1: آن شخص شما را به خوبی نمی شناسد


this is in a formal setting, such as work :2


2: در یک موقعیت رسمی مثل جلسه است.


what the person has to say is important/serious :3


3: جیزی که آن شخص می خواهد به شما بگوید مهم و جدی است.


 


اما هنگامی که از talk استفاده میکند آن شخص یا دوست شماست یا اگر هم شما را نشناسد صحبت خیلی مهمی با شما ندارد و می خواهد به صورت غیر رسمی با شما صحبت کند.


I need to talk to you


می خوام باهات صحبت کنم.


 


برای سخنرانی ها و برنامه ها از speak استفاده می کنیم:


 


.Dr Graham Foster will speak about the history of the region


دکتر گراهام فوستر درباره ی تاریخچه ی منطقه صحبت خواهد کرد.


 


اما در موقعیت های غیررسمی تر از talk استفاده می شود:


 


.she doesn’t talk to strangers


با غریبه ها حرف نمی زند


.he was talking to a friend


داشت با دوستش حرف می زد


 


هنگامی که درباره ی زبان ها صحبت می کنیم از speak صحبت می کنیم.


 


?How many languages do you speak


به چند زبان صحبت می کنی؟


?Not: How many languages do you talk


 


.I wish I could speak Italian


دوست داشتم ایتالیایی صحبت می کردم.


.Not: … talk Italian


 


همچنین در هنگام صحبت با تلفن از speak استفاده می کنیم:


 


?A:Is Rita there


آیا ریتا اونجاست؟


?B:Who’s speaking


چه کسی صحبت می کنه؟


?Not: Who’s talking


A:My name’s Anna. I work with her


آنا هستم . با او همکارم.


 


?Hello, can I speak to Laura, please


سلام , می تونم با لورا صحبت کنم, لطفا؟