Fold

چين‌، اغل‌ گوسفند، دسته‌ يا گله‌ گوسفند، حصار، چندان‌، چند لا، بشكست‌ خود اعتراف‌ كردن‌، بكسب‌ يا شغل‌ پايان‌ دادن‌، در اغل‌ كردن‌، جا كردن‌، تاه‌ كردن‌، تاه‌ زدن‌، پيچيدن‌، تاه‌ خوردن‌، بهم‌ اميختن‌.

پیوندها